
۱۳۸۷ مهر ۱۳, شنبه
شهادت نامه و تجربيات افراد در مورد Cordyceps
جي وونگمن تا حالا محصولي مثل اين را امتحان نكرده ام. من فقط ميتونم اين محصول را به عنوان سحر و جادو توصيه كنم. آسم من از زماني كه مصرف اين دارو را شروع كردم به شدت بهبود يافته. من صد در صد به كيفيت اين محصولات ايمان دارم زيرا در مورد من جوابگو بوده است.
وينسم لينAmezcua Cordyceps زندگي من را بعد از دو ماه از شروع مصرف عوض كرد. من استقامت زيادي را در نيروي رواني و مغزي و سطح انرژي خودم اعلام ميكنم. من در 50 سالگي هستم و اين احساس را از 30 سالگي تا حالا نداشتم. دو كپسول در روز همه ي چيزيه كه من احتياج دارم تا خارق العاده باشم. من بازتر و راحت تر فكر ميكنم. به نظر ميرسه كه ذهنم بهتر كار ميكنه و عملكردم با قبل قابل مقايسه نيست. من متوجه شدم مي تونم بيشتر و براي زمان طولاني تري كار كنم. در همه جنبه هاي زندگي با فكر باز و درست تري عمل ميكنم. من متوجه شدم كه اين درجات بالاي انرژي، كار Amezcua Cordyceps است.
دي ادگارمن به عنوان يك مدير فشار كاري زيادي را تحمل ميكردم. در نتيجه دچار بي خوابي شده بودم. درست دو هفته بعد از مصرف Amezcua Cordyceps مشكل من به تدريج حل شد. اكنون من انرژي فوق العاده اي در طول روز دارم و شبها به خوبي مي خوابم. نتايج واقعا حيرت انگيز است. از شما به عنوان چنين محصول عالي متشكرم.
م ترن هيلمن هميشه احساس سرما ميكردم و معمولا در زمستان ها وزن كم مي كردم زيرا انرژي من براي گرم شدن تلف ميشد. از دو ماه پيش كه اين دارو را مصرف مي كنم من ديگر از سرما رنج نمي برم. و در واقع ميتونم احساس كنم كه گرما كم كم داره به بدنم بر مي گرده.
روبرت ميلارمادر 84 ساله من در 8 ماه گذشته در بستر بوده و قبل از آن او به مدت 6 هفته در بيمارستان بستري بود.و داروهايي كه مصرف مي كرد هيچ تغييري در علائم بيماري او ايجاد نمي كرد و بهبودي نداشت. مادرم نااميد و ضعيف شده بود و نمي توانست از زندگي لذت ببرد. حتي كارهاي ساده روزمره مثل حمام كردن برايش سخت شده بود. پدرم تصميم گرفت كه مادرم چند ماه آخر را در بيمارستان سپري نكند.بنابراين اون را برداشت و به خونه برد.هر وقت من مادرم را مي ديدم سعي ميكردم در بهترين حالت باشد و با من صحبت كند. او به سختي سعي ميكرد رنجش را پنهان كند. من داستانهاي مهيجي در مورد قهرمانان ورزشي چيني ها و مصرف Amezcua Cordyceps توسط آنها شنيده بودم. بنابراين تصميم گرفتم جستجوي بيشتري در مورد آن بكنم. سابقه من در صنعت دارو به من كمك كرد تا شركت شما را پيدا كنم. به من الهام شد كه در مورد شركت شما و Amezcua Cordyceps تحقيق كنم. من فكر مي كردم محصول شما دقيقا همان چيزيه كه مادرم احتياج داشت. الان 90 روز است كه مادرم خوردن Amezcua Cordyceps را آغاز كرده و من خوشحالم كه بگم در هيچ زماني او قادر نبود مثل الان از رختخواب خارج بشه و به پياده روي مرتب بره.او حتي امروز با من تماس گرفت كه به من بگه كه يك برنامه مسافرت براي ديدن من دارد. ما چند صد مايل با هم فاصله داريم. بنابراين آن بايد عالي كار كرده باشه. نمي دونم چطور از شما تشكر كنم به خاطر تاثيرات مثبتي كه محصول شما روي مادر من گذاشته . اين فقط ماهيت زمان است كه يك نفر بيوشيمي قرن 21 را با دانش باستاني چيني ها تركيب مي كند. تيم شما براي پيشگام بودن در اين رشته قابل ستايش است. من اميوارم متخصصان بهداشت و سلامت آمريكاي شمالي بتوانند به دنبا ل داروهاي ماوراء طبيعي براي درمان باشند و تلاش كنند براي شناختن كار و تحقيقات شركت شما در توسعه Amezcua Cordyceps شگفت انگيز شما.
وونگمن مصرف Amezcua Cordyceps را حدود 5 ماه پيش شروع كردم و در 2 ماه اول هيچ تغييري احساس نكردم. اما بعد متوجه شدم كه انرژي بيشتري داشتم مخصوصا هنگام ورزش كردن. در محل كار به جاي خستگي و خواب آلودگي من سر حال و بيدار بودم. محصول شما مي تونه به عنوان يك منبع مگا(پر) انرژي توصيف بشه. من احساس خارق العاده اي دارم.
اريک لممن مصرف اين دارو را بيشتر از 3 ماه پيش شروع كردم . من براي مدت طولاني بيمار بودم ضعيف و با تب بالا و مداوم. دكتر من آنتي بيوتيك تجويز كرد ولي اين دارو فقط وضع مرا بدتر كرد. سپس دوستم به من گفت :اين محصول را امتحان كن .زيرا ثابت شده بود كه سيستم ايمني بدن را تقويت ميكند. اكنون من بيشتر از هر زماني احساس قدرت مي كنم .و در طول فصول دچار آنفولانزا نمي شوم. من آسم دارم و هر وقت آب و هوا تغيير ميكند من دچار حمله آسمي مي شوم. يك دوست حدود يك ماه پيش Amezcua Cordyceps را به من معرفي كرد. و از زماني كه من روزي 2 كپسول مصرف مي كنم حتي يك حمله هم نداشتم. من احساس خيلي بهتري ميكنم زيرا ميتوانم به راحتي نفس بكشم. من نمي دونم به خاطر اين محصول است يا نه ولي مطمئنم كه مرا از آنتي بيوتيك خلاص كرده است.
پي لامن اين محصول را به عنوان كادو روز مادر براي مادرم خريدم. دو ماه بعد او به من گفت كه سرشار از انرژي شدم و جوانتر به نظر ميرسم. او عاشق اين محصول است.
فاي لييك نفر دو ماه پيش اين محصول را به من داد بعد از اينكه من از كم نفسي و خستگي شكايت كردم. بعد از تنها يك هفته احساس تجديد انرژي و قدرت مي كردم. تمام بدنم نا گهان احساس سرزندگي پيدا كرد. من قصد دارم مصرف اين دارو را تا به دست آوردن نتايج بهتر ادامه بدهم.
تي ولامن كمتر از يك سال است كه مصرف Amezcua Cordyceps را شروع كردم اما ميتوانم بهبود چشمگيري را در بدنم ببينم. من احساس گرمي و خواب راحت تري دارم. جريان خونم بهتر شده و هنگام پريود درد و ناراحتي كمتري احساس مي كنم . چه اين نتايج واقعي باشه چه ذهني مهم نيست.من احساس بهتري دارم و اين مهمه.
ال کاريوضعيت پوست من بهبود بسيار زيادي بعد از يك ماه كامل مصرف اين محصول داشته . من الان جوشهاي كمتري دارم و ديگر هزينه هايي كه براي وسايل آرايشي و محافظ هاي پوستي داشتم صرف نمي كنم.
منبع وبلاگ شوالیه های ایرانی
۱۳۸۷ مهر ۱۰, چهارشنبه
خاصيت چاي سبز
گياه چاي در آبوهواي گرم رشد ميكند. براي توليد چاي معمولا برگهاي كوچكتر و جوانتر انتخاب ميشوند. در مجموع 3 نوع چاي وجود دارد: چاي سياه،چاي سبز و چاي اولانگ (نوعي چاي چيني.)مزيت چاي سبز بر چايهاي ديگر اين است كه كمتر تحت تاثير فرآيند قرار گرفته و تركيبات موجود در آن پايدار باقي مانده است. چاي سبز ضدسرطان و آنتياكسيدان است.
اين خصوصيات مربوط به مادهاي به نام كاتچين است كه فعاليت آنتياكسيداني آن بسيار بالا بوده و نسبت به آنتياكسيدانهاي معروفي چون ويتامينهاي C وE بسيار قويتر عمل ميكند. نوشيدن چاي سبز ميتواند احتمال ابتلا به بيماريهاي مختلف را كاهش دهد، از بيماريهاي ساده باكتريايي گرفته تا بيماريهاي مزمني چون بيماريهاي قلبي، سكته، سرطان، دهاني دنداني، و استئوپرز.
جلوگيري از بيماريهاي قلبي عروقي
همچنين مصرف چاي سبز ميتواند از بروز بيماريهاي قلبي عروقي جلوگيري كند. مصرف روزانه 5 فنجان يا بيشتر از اين چاي ميتواند تا 61 درصد از بروز بيماريهاي قلبي بكاهد. وجود راديكالهاي آزاد در سرخرگ ميتواند منجر به بروز بيماريهاي قلبي عروقي شود. در حاليكه كاتچين موجود در چاي سبز قادر است از پوشش دروني سرخرگ در برابر راديكالهاي آزاد محافظت كرده و به اين وسيله از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري كند. در ژاپن با وجود اينكه استعمال سيگار بسيار رايج و معمول است اما كمترين آمار بيماريهاي قلبي در آنها گزارش شده است.
همچنين از آنجائيكه چاي سبز موجب كاهش كلسترول بد)LDL(، تريگليسيريد و فيبرينوژن (پروتئيني در خون كه در شكلگيري لخته خون نقش دارد.) ميشود، به اين وسيله قادر است آرترواسكلروز (سخت شدن سرخرگها) را مهار كند.
كاهش تريگليسيريد
كاتچين موجود در چاي سبز،فعاليت آنزيم ليپاز(آنزيم مسئول هضم چربيها) پانكراس (لوزالمعده) را مهار ميكند. در نتيجه، شكسته شدن چربي و تبديل آن به اجزاي قابل جذب با سرعت بسيار كمي صورت ميگيرد. با توجه به اينكه افزايش تريگليسيريد خون بعد از مصرف هر وعده غذايي يك ريسك فاكتور در بروز بيماريهاي قلبي است، مصرف يك فنجان چاي سبز در بين وعدههاي غذايي روشي مناسب در كاهش تريگليسيريد خون است.
ضدانعقاد
چاي سبز منجر به رقيق شدن خون شده و از لخته شدن خون جلوگيري ميكند. با مصرف گوشت و روغنهاي غير اشباع گياهي مثل روغن ذرت و سويا،تركيباتي در بدن ايجاد ميشود كه منجر به ايجاد پلاكهاي خوني ميشود. در حالي كه با مصرف چاي سبز ميتوان از ايجاد لختههاي خوني جلوگيري كرد.
نكته ديگر اين است كه معمولا بعد از حمله قلبي، پروتئينهايي در بدن توليد ميشود كه منجر به مرگ سلولي ميشوند. در حالي كه كاتچين موجود در چاي سبز فعاليت اين پروتئين را بلوكه و متوقف كرده و به اين وسيله سكتههاي مغزي و قلبي را به حداقل رسانده و سرعت بهبود را افزايش ميدهد.
كاهنده فشارخون
مصرف نيم تا 5/2 فنجان چاي سبز در روز احتمال بروز پرفشاري خون را تا 64 درصد كاهش ميدهد. در حاليكه مصرف بيش از 5/2 فنجان در روز،از بروز اين بيماري تا 56 درصد ميكاهد. بنابراين روزانه مصرف4 فنجان چاي سبز توصيه ميشود.
جلوگيري از ديابت
معمولا با افزايش سن، قندخون هم كمكم بالا ميرود،خصوصا اگر به رژيم غذايي خود توجه كافي نداشته باشيم، وزن به مرور زمان بالا رفته و به دنبال آن احتمال بروز ديابت نوع 2 هم افزايش مييابد. مصرف روزانه 5 فنجان چاي سبز ميتواند از بروز ديابت جلوگيري كند. چاي سبز قادر است از عوارض ناشي از ديابت همچون آب مرواريد و بيماريهاي كليوي هم به طرز معجزهآسايي جلوگيري كند. اما چاي سبز چطور قادر به كاهش قندخون است؟ به نظر ميرسد، اصليترين مكانيسم، مهار كردن فعاليت آنزيم آميلاز بزاق و روده (آنزيم مسئول هضم نشاسته) است. با مهار شدن فعاليت اين آنزيم،نشاسته با سرعت بسيار آهستهاي ميشكند و در نتيجه قندخون با سرعت كمي بالا ميرود. مصرف چاي به همراه يك وعده غذايي سرشار از كربوهيدارت منجر به كاهش سرعت رها شدن گلوكز و كاهش جذب آن ميشود و به اين وسيله از ترشح انسولين جلوگيري ميكند.
همچنين چاي سبز قادر است جذب رودهاي گلوكز و چربي را كاهش دهد و به اين وسيله منجر به كاهش وزن در فرد ميشود. وزن افرادي كه چاي سبز مصرف ميكنند 01 تا 81 درصد كمتر از افرادي است كه چاي سبز مصرف نميكنند.
چاي سبز قادر است از بروز سرطان جلوگيري كند. ميزان شيوع سرطانهايي چون؛ پستان، كولون، پوست، پانكراس و معده در بين افرادي كه چاي سبز مينوشند، بسيار كمتر است. در ژاپن با وجود بالاترين آمار در استعمال سيگار كمترين مقدار سرطان ريه در آنها مشاهده شده است. مطالعات حاكي از آن است كه مصرف بيشتر چاي سبز با كاهش بروز سرطان سينه ارتباط دارد. چاي سبز همچنين قادر است كبد را سمزدايي كرده و از تجمع چربي در كبد جلوگيري كند. چاي سبز نقص و كمبود استروژن را در دوران يائسگي جبران كرده و از پوكي استخوان جلوگيري ميكند. در نهايت اينكه چاي سبز منجر به ايجاد آرامش روح و روان شما ميشود و در نتيجه مصرف عصرانه آن براي رفع خستگي توصيه ميشود.
براي تازه و معطرماندن چاي سبز بهتر است آن را در ظرفي تيره ريخته و در كابينتي به دور از نور و رطوبت قرار دهيد. براي هر نفر يك قاشق مرباخوري چاي سبز را در قوري ريخته و به ازاي هر قاشق يك ليوان آب با دماي 08 درجه (از آب جوش كمي خنكتر) به آن اضافه كرده در قوري را گذاشته و پس از 6 تا 7 دقيقه ميتوانيد آن را مصرف كنيد. يادآوري اين نكته ضروري است كه چاي سبز مانند چاي سياه احتياجي به دم كردن ندارد.
۱۳۸۷ شهریور ۲۳, شنبه
روانشناسي رنگ ها
روانشناسی رنگها
رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده می شود، در حالیکه در کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که چرا کشتی و یا هواپیمای سیاه نداریم؟و یا چرا هیچ جعبه شکلاتی سبز نیست؟شاید در این مطلب جوابهایتان را پیدا کنید. متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سایت، مجله، روزنامه و یا وبلاگی از این مطالب زیاد دیده می شود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست.پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است.حال بد نیست از نظر این محقق در مورد روانشناسی رنگها برای بعضی از رنگهای پر طرفدار نگاهی بیاندازیم.
ابتدا رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید ...
پروفسور لوشر می گوید:
سیاه:
سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام می شود.سیاه یعنی نه، که نشانه ای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است.به معنی نیستی، ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا می کند.تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد. دوستداران رنگ سیاه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضی اند.اگر ناراضی نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار می کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضی اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار می کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است(دیده اید ماشین های شیک و کلاس بالا معمولا" سیاه و براقند).
قهوه ای:
آدمهای قهوه ای را بدون قسم خوردن می توان باور کرد، یعنی حرفشان سند است.اما طرفداران این رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانید که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهانی دوم، قهوه ای بوده است). قهوه ایها یا یک بیماری جسمی جدی دارند و یا مشکلی که به نظر آنها غیر قابل حل است، پس این افراد از نظر جسمی و روحی در خطرند.
خاکستری:
خاکستری را در کهنسالان و خانه سالمندان باید پیدا کرد.این افراد معمولا" غمگینند و محافظه کار و حتی اگر آهنگی گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگین است(مثلا" مثل اینکه ایرانیها داریوش گوش کنند)، مثل اینکه به آنها گفته اند خوشی بی خوشی.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگی، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سرو صدا هستند.ظاهرا" نیرویشان تمام نشدنی است، خوب مشت می زنند و کتک خورهای خوبی هم هستند. در مجموع و خلاصه اینکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزایش نبض و فشار خون می شود.
آبی:
آبیها خلاقند و همیشه فکرهای تازه می کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتنی هستند و احساساتشان را خوب کنترل می کنند.عاشق تنهایی، احساساتی و ملایم اند.نماد ابدیت و عمق و کمال گرایی است.از ویژگیهای افراد آبی دوست صلح، مهربانی و هماهنگی است. (طرفداران آبی به خودشون نگیرند، همیشه و همه جا استثنا هست).این رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون می شود.
سبز:
آدمهای سبز مذهبی اند.در انجمنهای خیریه یا بیمارستان یافت می شوند!!!مضطرب و انعطاف پذیرند.اگر دنبال شریک(البته شریک تجاری نه زندگی) می گردید سعی کنید سبز باشد(نه اینکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگی مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسیار علاقه به نصیحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجیبی دارند.
زرد:
آدمهای زرد بر خلاف نظر عموم بیمار و رنجور نیستند و منتظر خوشبختیهای بزرگند.آرام و قرار ندارند. توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهی حسود و معمولا" بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صمیمی و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهی آنقدر صمیمی می شوند که قضاوت و تصمیم درست نمی توانند بگیرند.
نارنجی:
نارنجی پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهای دور و درازند.
ارغوانی:
ارغوانی ها پایشان روی زمین است و سر و فکرشان در ابرها پرواز می کند(البته فکر بد نکنید!!).عاشق دین و عرفان اند.اندیشمند و عاشق مناظره و اثبات حقایق، اما هنوز معلوم نیست که چرا یک دفعه از این رو به آن رو می شوند و بنابراین اصلا" به فکر پیش بینی آنها نباشید.
تغییر رنگ محبوب با گذشت زمان امری طبیعی است اما اگر ناگهانی باشد گاهی خطرناک و بحث برانگیز و عجیب است.
۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه
معجزه رقص درسلامتي
| |
|
|
۱۳۸۷ شهریور ۱۷, یکشنبه
داستان يك انسان استسنايي

در آنسوي هر سياه چاله سپيد چشمه اي وجود دارد
.
او از هر گونه تحرك عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است. يك مغز خارق العلده كه دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند.
اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوكينگ یکی از پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.
همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد.
كتاب جديد هاوكينگ در اين زمينه كه بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار يافت در محافل علمي جهان مثل يك بمب صدا كرد و شگفتي فراوان برانگيخت. اما قبل از اشاره خلاصه اي مي آوريم از زندگي نويسنده اش كه براستي از كتاب او شگفتي بر انگيز تر است .
استيفن هاوكينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر دانشگاهي آكسفورد زاده شد و دوران كودكي و تحصيلات اوليه اش را در همان شهر گذرانيد. از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده كتاب هاي درسي مقيد نمي كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !
پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يك زندگي ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي گذرانيد. اين غيبت هاي متوالي برلي بچه ها چنان عادي شده بود كه تصور مي كردند همه پدر ها چنين وضعي دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي كنند و بعد به آشيانه بر مي گردند. در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ايجاد مي كرد.
استيفن در 17 سالگي تحصيلات عاليه را در رشته طبيعي آغاز كرد و از همان زمان به فيزيك اختري و كيهان شناسي علاقه مند شد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي يافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كيهان پي ببرد. سالهاي دهه 60 عصر طلايي كشف فضا- پرتاب اولين ماهواره ها و سفر هيجان انگيز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه ها جوانان را مجذوب مي كرد. بعلاوه استيفن از كودكي عاشق رمان هاي علمي تخيلي بود و مطالعه آن ها نيز بر اشتياق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك و نجوم و علوم ديگر مي افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقيت به پايان برد و آماده مي شد تا دوره دكترا را در رشته كيهان شناسي آغاز كند.
اما به دنبال احساس ناراحتي هايي در عضلات دست و پا استيفن در ژانويه 1963 يعني آغاز بيست و يكسالگي مجبور به مراجعه به بيمارستان شد و آزمايش هايي كه روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان ناپذيري را نشان داد. اين بيماري كه به نام ALS شناخته مي شود بخشي از نخاع و مغز و سيستم عصبي را مورد حمله قرار مي دهد و به تدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي برد و با تضعيف ماهيچه ها فلج عمومي ايجاد مي كند بطوريكه بمرور توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب مي شود. معمولا مبتلايان به اين بيماري بي درمان مدت زيادي زنده نمي مانند و اين مدت براي استيفن بين دو تا سه سال پيش بيني شده بود.
نوميدي و اندوه عميقي را كه پس از آگاهي از جريان بر استيفن مستولي شد مي توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته ميديد. دوره دكترا-روياي دانشمند شدن - كشف رمز و راز كيهان - همگي به صورت كاركاتورهايي در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند مي زدند. بجاي همه آن خيال پروريهاي بلند پروازانه حالا كاري بجز اين از دستش بر نمي آمد كه در گوشه اي بنشيند و دقيقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقي كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهايي ساعتها متفكر و بي حركت ماند. خودش بعدها تعريف كرده است كه آن شب دچار كابوسي شد و در خواب ديد كه محكوم به اعدام شده است و او را براي اجراي حكم مي برند و در آن موقعيت حس كرد كه هر لحظه زندگي چقدر برايش ارزشمند است. بعد از بيداري به ياد آورد كه در بيمارستان با يك جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فريادهايي مي كشيد. پس خود را قانع كرد كه اگر به بيماري لادرماني مبتلاست اما لااقل درد نمي كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هيچ چيز را به آساني نمي پذيرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پيش بيني پزشكان درست از كار در بيايد و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسي باشد!
اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نوميدي و بدبيني داد آشنايي اش در همان ايام با دختري به نام (جين وايلد) بود كه عد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جين اعتقادات مذهبي عميقي داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه اي بذراهي اميد وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحي خود مي تواند رشد كند و بارور شود. بايد به خداوند توكل داشت و از ناكاميهايي كه پيش مي آيد خيزگاههايي براي كاميابي ساخت.
جين دانشجوي دانشگاه لندن بود اما تحت تاثير هوش فوق العاده و شخصيت استثنايي استيفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش مي آمد و ساعتي را به گفتگوي با او مي گذرانيد و آمپول خوشبيني تزريق مي كرد.آنها پس از چندي رسما نامزد شدند و استيفن تحصيلات دانشگاهي اش را از سر گرفت زيرا براي ازدواج با جين مي بايست هرچه زودتر دكتراي خود را بگيرد و كار مناسبي پيدا كند.
و او طي دو سال با اشتياق و پشتكار اين برنامه را عملي كرد در حاليكه رشد بيماري لعنتي را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك يك عصا و سپس دو عصا راه مي رفت. ازدواجش با جين در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق اميد و شادي بود كه به پيش بيني دو سال پيش پزشكان در مورد مرگ قريب الوقوعش نمي انديشيد.
پروفسور استيفن هاوكينگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بيش از يك ربع قرن قاچاقي زندگي كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنايي او را در حال حاضر زندگي ناميد.!

پيش بيني پزشكان در مورد بيماري فلج پيش رونده او نادرست نبود و اين بيماري اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 براي نقل مكان از صندلي چرخدار استفاده مي كند و قدرت تحرك از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با اين دو انگشت او مي تواند دكمه هاي كامپيوتر بسيار پيشرفته اي را فشار دهد كه اختصاصا براي او ساخته اند و بجايش حرف مي زند. و رابطه اش را با دنياي خارج برقرار مي كند زيرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.
در آن سال او پس از بازگشت از سفري به درو دنيا براي مدتي در ژنو بسر مي برد كه مركز پژوهشهاي هسته اي اروپاست و دانشمندان اين مركز جلسات مشاوره اي با او داشتند. يك شب كه استيفن هاوكينگ تا دير وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشيدنش گرفت و صورتش كبود شد بيدرنگ او را به بيمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراري قرار دادند. معمولا مبتلايان به بيماري ALS در مقابل ذات الريه حساسيت شديدي دارند و در صورت ابتلاي به آن ميميرند كه اين خطر براي استيفن هاوكينگ هم پيش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشي از ذات الريه بود. پس از چند روز بستري بودن در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصميم گرفته شد كه با عمل جراحي مخصوص مجراي تنفس او را باز كنند اما در نتيجه اين عمل صداي خود را براي هميشه از دست مي داد
عمل جراحي با موفقيت صورت گرفت و بار ديگر استيفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جايگزيني كامپيوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافيانش حتي بهتر از سابق شد زيرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتي با دشواري و نارسايي زياد صحبت مي كرد. كامپيوتر سخنگو را يك استاد آمريكايي كامپيوتر در كاليفرنيت براي او ساخت و تقديمش كرد. برنامه ريزي اين دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استيفن بخواهد سخني بگويد مي بايست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه هاي كامپيوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار مي كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صداي مصنوعي به جاي او حرف مي زند. البته اينگونه سخنگويي ماشيني طولاني تر است اما خود استيفن كه هرگز خوشبيني اش را از دست نمي دهد عقيده دارد كه به او وقت بيشتري مي دهد براي انديشيدن آنچه مي خواهد بگويد و سبب مي شود كه هرگز نسنجيده حرف نزند.
ويلچر يا صندلي چرخدار استيفن كه بوسيله آن رفت و آمد مي كند نيز از پيشرفته ترين پديده هاي تكنولوژي است و با نيروي الكتريكي حركت مي كند. وي اتكاي زيادي به ويلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسيله اي براي ابراز احساساتش نيز محسوب مي شود. مثلا اگر در يك ميهماني به وجد آيد با ويلچرش به سبك خاص خود مي رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد يك شخص مزاحم از دست بدهد در يك مانور سريع از روي پاهاي او رد مي شود !!! بسياري از شاگردانش ضربه چرخهاي ويلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش يكي از تاسف هايش اين است كه طعم اين تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !
- يكي از شگفتيهاي اين آدم مفلوج و نحيف كه به ظاهر بايد موجودي تلخ و غمزده و منزوي باشد شوخ طبعي و شيطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش ديده مي شود. در حاليكه اجزاي چهره اش بي حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسي و عاطفي هستند اما چشمانش مي درخشند.
انگار به هزار زبان با مخاطب سخن مي گويند. او بهيچوجه خودش را منزوي نكرده است. به كنسرت و پارك مي رود. در رستوران غذا مي خورد. در انجمن هاي دانشجويان شركت مي كند. و سر به سر شاگردانش كه هميشه او را سوال پيچ مي كنند مي گذارد. شيوه شيطنت آميزش اينست كه پاسخگويي را گاهي عمدا كش مي دهد و در حاليكه پرسش كنندگان پس از چند دقيقه انتظار پاسخ مفصلي را براي سوال خود پيش بيني مي كنند با يك كلمه بله يا نه از كامپيوتر سخنگويش همه را به خنده مي اندازد.
اين اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سياحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنيا رفته و حتي از چين و ديوار باستاني آن ديدن كرده است. همچنين در صدها كنفرانس و سمينار علمي شركت كرده است و به ايراد سخنراني پرداخته است. كه البته اين سخنراني ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش مي شود.
پرفروشترين كتاب علمي
از نكات جالب ديگر در زندگي استيفن هاوكينگ يكي هم اينست كه او در سالهاي اوليه زناشويي اش با جين وايلد از او صاحب سه فرزند شد يك دختر و دو پسر. لذت پدري و احساس مسئوليت در تامين زندگي فرزندان يكي از مهمترين انگيزه هايي بود كه او را در مقابله با مشكلاتش ياري داد زيرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترين امكانات زندگي و تحصيل را براي بچه هايش فراهم كند و اين امر مخارج هنگفتي روي دستش مي گذاشت. هزينه خودش هم كم نبود چون مي بايست به دو پرستار تمام وقت و يك دستيار حقوق بپردازد و درامد استادي دانشگاه كفاف اين مخارج را نمي داد. به همين جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاريخ كوتاهي از زمان) را منتشر كرد

نقل قولی از استيفن هاوكينگ :
در آنسوي هر سياه چاله سپيد چشمه اي وجود دارد
۱۳۸۷ مرداد ۱۵, سهشنبه
ازادیسون وبلاگ نویسی بیاموزید
بیشک توماس ادیسون یکی از بزرگترین و سخت کوش ترین مخترع های جهان است و اختراعات او بر زندگی امروزی ما تاثیرات بسیاری گذاشته است و خیلی از چیز هایی که امروزه از آنها استفاده میکنیم را به نوعی مدیون ادیسون و امثال او هستیم حتی وبلاگ نویسی! او اختراعات بسیار زیادی کرد که یکی از مهمترین آنها لامپ روشنایی است. در زیر یازده نقل قول از ادیسون و اینکه چه طور میشود از آنها در وبلاگ نویسی استفاده کرد آمده است که خواندنش خالی از لطف نیست.
۱- با یک نیاز شروع کنید:
«من هرگز چیزی را قبل از اینکه فکر کنم چه فایده هایی میتواند برای مردم داشته باشد اختراع نکردم. فکر کردم جهان چه چیزی نیاز دارد و سپس به اختراع پرداختم»
هیچ وبلاگی موفق نمیشود مگر چیزی را عرضه کند که مردم به آن نیاز داشته باشند. آن چیز میتواند در زمینه های مختلف باشد حتی جوک و بازی هم جزو نیاز های مردم برای سرگرم شدن محسوب میشوند. اگر چیزی عرضه کنید که به درد هیچ کس نخورد طبیعی است که هیچ کس سراغتان نخواهد آمد. فکر کنید مردم چه میخواهند سپس انجامش دهید.
۲- گول نخورید:
«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست ، کار واقعی وقتی مشخص میشود که نتیجهی خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیز هایی از قبیل برنامه ریزی ، هماهنگی ، ذکاوت ، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمیشود.»
خیلی راحت میتوانید وقتتان را به عنوان یک وبلاگ نویس فعال به هدر دهید. غرق کار هایی میشوید که به نظر مهم میآیند ولی فقط وقت و پولتان را از شما میگیرند و در عوض چیزی بهتان نمیدهند. سعی کنید با دید باز مسائل را بررسی کنید و دنبال چیزی بروید که در آینده چیزی برایتان بیاورد.
۳- سخت کوش و صبور باشید:
«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.»
اگر واقعآ چیز خوبی عرضه کنید مردم شما را پیدا خواهند کرد ، باید صبر داشته باشید. شما تلاش میکنید و مطالب خوب آماده میکنید بعد صبر میکنید تا موتور های جستجو شما را ایندکس کنند و مردم با وبلاگتان آشنا شوند و به شما اعتماد کنند و… گوگل از روز اول میلیون ها بازدید روزانه نداشت!ف
۴- تلاش یک الزام است:
«نبوغ یک درصد ذاتی و نود و نه درصد به دست آوردنی است.»
اینکه یک ایدهی ناب داشته باشید تازه اول راه است. برای اینکه آن ایدهی بزرگ را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کنید باید زحمت زیادی بکشید. گوگل چهار سال بعد از یاهو و بیست و یک سال بعد از مایکروسافت تاسیس شد!
۵- شکست شما را به موفقیت نزدیکتر میکند:
«من شکست نخوردم بلکه ده هزار راه اشتباه را پیدا کردم.»
هر پستی که مینویسید ، هر راه و ابزاری که برای تبلیغ وبلاگ خود استفاده میکنید باعث با تجربه تر شدن شما میشود. هر راهی یاد میگیرید که اشتباه است شما را یک پله به پیدا کردن راه درست نزدیک تر میکند. راه های مختلف را امتحان کنید تا به موفقیت برسید.
۶-ما توانایی انجام کار های فوق العاده را داریم:
«اگر ما به اندازهی توانمان تلاش کرده بودیم الان خیلی خیلی شگفت زده تر بودیم.»
با «نمیشود» و «من نمیتونم» خودتان را اسیر نکنید. شما چیزی در سر دارید که هیچ کس دیگر ندارد و یکتا است. فقط راه درست استفاده از آن را پیدا کنید و همانی باشید که برایش ساخته شدهاید ، خودتان خواهید دید….
۷- گاهی شکست شروع موفقیت است:
«فقط چون چیزی کاری که شما ازش میخواهید را انجام نمیدهد به این معنی نیست که به درد نخور است.»
یکی از مزیت های وبلاگ این است که وقتی چیزی آن طور که شما میخواهید پیش نرود باز هم میتواند به یک موفقیت تبدیل شود. Darren Rowse نویسنده وبلاگ معروف Problogger ابتدا یک فوتوبلاگ داشت که هیچ کس به آن اهمیت نمیداد ولی نقد هایی که برای دوربین های مختلف در کنار عکس ها مینوشت مورد توجه قرار میگرفت. درست است که فوتوبلاگ او شکست خورد ولی این باعث شد حالا به یک وبلاگ نویس تمام وقت تبدیل شود و برای خودش از آن چه علاقه دارد بنویسد و پول پارو کند.
۸- زود تسلیم نشوید:
«مهمترین نقطه ضعف ما زود تسلیم شدن است ، معمول ترین راه موفقیت فقط یک بار دیگر امتحان کردن است.»
خیلی از وبلاگ ها بعد از دو سه ماه خالی میمانند و قبل از اینکه به یاد کسی بیایند از یاد ها میروند. یک وبلاگ برای اینکه واقعآ به موفقیت برسد به سه سال یا حتی بیشتر زمان نیاز دارد و در این مدت مسلمآ شکست هایی هم تجربه خواهند شد.
۹- از کاری که میکنید لذت ببرید:
«من حتی یک روز هم در زندگیام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.»
راجع به چیزی بنویسید که در آن مهارت دارید و به آن عشق میورزید. هرچند این موفقیت را تضمین نمیکند ولی وبلاگ نویسی را بسیار لذت بخش تر میکند و باعث میشود زود از آن دست نکشید.
۱۰- خلاق باشید:
«برای داشتن یک ایدهی ناب کلی ایده داشته باش.»
همیشه وقتی را اختصاص دهید تا فکر های خلاقانه بکنید ، شهامت داشته باشید که بلند پروازی کنید ، فکر کنید حداقل در محیط مجازی قدرت هر کاری که بخواهید بکنید را دارید اما خیال پردازی نکنید و ایده هایتان را از زاویه های مختلف ببینید. گاهی آدم فکر میکند ایدهاش خیلی تک است ولی این فقط یک تصور غلط است. و البته که همهی ایده ها به موفقیت ختم نمیشوند پس باید کلی ایده داشته باشید و بهترین ها را گلچین کنید. خلاقیت در کنار واقع گرایی!
۱۱- وسواس نداشته باشید:
«برای اختراع کردن یک قوهی تصور قوی نیاز دارید و مقداری خرت و پرت!»
خیلی از وبلاگ نویس ها یا کسانی که میخواهند سایتی راه بیاندازند فکر میکنند باید حتمآ باید با بهترین قالب بهترین دامین و بهترین سیستم روی کار بیایند و این باعث میشود هیچ وقت روی کار نیایند!
اکثر وبلاگ نویس های موفق ابتدا از یک سرویس رایگان وبلاگ نویسی و یک قالب سادهی پیشفرض شروع کردهاند چون دلیل موفقیت آنها چیز دیگری بوده است ، ایده های خوب و سخت کوشی. وقتی با اینها به موفقیت ابتدایی رسیدید قالب و دامین خوب هم کمکتان خواهد کرد.



